یادداشت؛ نصراله رهبر
ویلاسازی و مخاطرات مغفول بهداشت دام
رشد فزاینده و عمدتاً فاقد پیوستهای زیستمحیطی ویلاسازی در حاشیه مشهد و بهویژه شهرستان گلبهار، صرفاً به تغییر کاربری اراضی، تخریب تدریجی چشماندازهای طبیعی و افزایش فشار بر منابع آب محدود نمیشود.
یکی از پیامدهای کمتر مورد توجه این روند، ایجاد صدها و شاید هزاران استخر روباز، حوضچه تزئینی، مخزن ذخیره آب و آبگیر مصنوعی است که در صورت مدیریت نامناسب، میتوانند به کانونهای بالقوه تکثیر حشرات خونخوار و ناقل بیماری تبدیل شوند.
از دیدگاه حشرهشناسی، آبهای راکد و نیمهراکد محیطی مناسب برای رشد و تکامل بسیاری از گونههای پشه به شمار میروند. در شرایط اقلیمی فصل گرم خراسان، چرخه زندگی بسیاری از پشهها از مرحله تخم تا حشره بالغ میتواند تنها طی ۷ تا ۱۴ روز کامل شود. هر پشه ماده نیز قادر است در طول عمر خود صدها تخم تولید کند. بنابراین افزایش تعداد منابع آبی مصنوعی بدون برنامه مشخص برای گردش آب، کنترل زیستی و پایش بهداشتی، میتواند ظرفیت منطقه را برای تولید انبوه حشرات ناقل افزایش دهد.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر آشکار میشود که به بیماری لمپیاسکین گاوی (Lumpy Skin Disease) توجه کنیم؛ بیماری ویروسی خسارتزایی که دیگر یکبیماری برونمرزی محسوب نشده وحتی به داخل مرز های استان خراسان رضوی نیز راه یافته است ودر سالهای اخیر به یکی از چالشهای مهم صنعت دامپروری کشور تبدیل شده است. مطالعات علمی نشان دادهاند که انتقال ویروس لمپیاسکین عمدتاً از طریق ناقلان مکانیکی خونخوار صورت میگیرد. در این میان برخی پشههای جنس Culex و Aedes، در کنار مگسهای گزنده بهویژه گونه Stomoxys calcitrans و برخی کنهها، در انتقال بیماری نقش دارند. این حشرات پس از تغذیه از دام آلوده، میتوانند ویروس را در خونخواریهای بعدی به دامهای سالم منتقل کنند.
برخلاف تصور رایج، دامنه جابهجایی این حشرات محدود به چند متر اطراف محل تولد آنها نیست. بسیاری از گونههای پشه میتوانند بین یک تا پنج کیلومتر پرواز فعال داشته باشند و در شرایط مناسب محیطی و جوی، به کمک جریان باد حتی مسافتهایی بیش از ده کیلومتر را طی کنند. این بدان معناست که کانونهای تکثیر پشه در یک باغویلا یا مجموعه ویلایی، لزوماً تهدیدی محدود به همان محدوده نبوده و میتوانند بر روستاها، دامداریها و اراضی کشاورزی اطراف نیز اثرگذار باشند. همچنین بیشتر تغییر کاربری اراضی در مناطق مستعد از نظر کشاورزی و دامپروری رخ داده و موجب گردیده عموما حریم بین دامداری ها و باغ ویلا ها از بین رفته باشد.
نکته قابل تأمل آن است که در سالهای اخیر و همزمان با نگرانی از گسترش پشههای ناقل بیماریهایی نظیر تب دانگ، دستگاههای بهداشتی نسبت به کوچکترین زیستگاههای بالقوه تکثیر پشه حساسیت نشان دادهاند. به عنوان نمونه، در برخی شهرها جمعآوری لاستیکهای فرسوده یا المانهای تزئینی ساختهشده از لاستیک به دلیل امکان تجمع آب باران و فراهم شدن شرایط تخمگذاری پشهها در دستور کار قرار گرفت. این اقدام بر پایه یک اصل علمی روشن انجام شد: حتی حجم اندکی از آب راکد میتواند به زیستگاهی مناسب برای برخی گونههای ناقل تبدیل شود.
با این حال، پرسشی که مطرح میشود این است که اگر چند لیتر آب جمعشده در یک لاستیک مستعمل میتواند از منظر بهداشت عمومی اهمیت داشته باشد، چرا موضوع صدها یا هزاران استخر ذخیره آب، حوضچه و آبگیر مصنوعی موجود در باغویلاهای منطقه کمتر مورد توجه قرار گرفته است؟ بدون تردید حجم آب، وسعت سطح تماس و مدت ماندگاری آب در این سازهها به مراتب بیشتر از یک ظرف یا لاستیک رهاشده است و در صورت نبود مدیریت صحیح، ظرفیت بسیار بالاتری برای ایجاد زیستگاه حشرات خواهند داشت.
البته از منظر علمی باید از نتیجهگیریهای شتابزده پرهیز کرد. وجود استخرها و آبگیرهای ویلایی بهتنهایی عامل ایجاد بیماری لمپیاسکین نیست و نمیتوان ادعا کرد که ویلاسازی مستقیماً موجب بروز یا شیوع این بیماری شده است. چنین ادعایی نیازمند مطالعات دقیق اپیدمیولوژیک، حشرهشناسی و دامپزشکی است. اما آنچه با پشتوانه علمی میتوان بیان کرد، این است که افزایش منابع آب راکد و زیستگاههای مصنوعی، ظرفیت تکثیر ناقلان بالقوه بیماری را افزایش میدهد و در صورت حضور عامل بیماریزا در منطقه، میتواند شرایط را برای گسترش و پایداری چرخه انتقال مساعدتر کند.
دکتر نصراله رهبر
کارشناس شبکه دامپزشکی گلبهار